X
تبلیغات
رایتل

سالن مطالعه

دیشب حدودای ساعت ۱۰ و نیم خوابیدم و امروز زود بیدار شدم. هم اتاقیم خوابه و من اومدم تو یه اتاقی که یه جورایی سالن مطالعه ی دومه (بغل اتاق ماست).

 خیلی وقته این ساعت اینجا نیومدم، وقتی وارد شدم یه عالمه انرژی منفی شبای امتحان اومد سراغم. اون وقتا تا ساعت ۵ بیدار می موندیم و بعد دو سه ساعت می خوابیدیم. خیلی بد بود خیلی. دیگه دلم نمیخواد تکرار بشه.


فعلا که قصد ادامه تحصیل (به خصوص تو ایران) ندارم ولی اگه یه روز بخوام دکترا بخونم فقط به خاطر مدرکه چون الان هییییچ علاقه ای به درس ندارم. (شاید اگه یه مدت فاصله بگیرم نظرم عوض شه).


وااای خدیا مرسی که درس و کلاس تموم شد.

نظرات (4)
واقعا این فکره ادامه دادن یا ندادن دکتری مثل یک زالو فکر آدم و می خوره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید اگه آدم از درس دور شه بازم دلش بخواد ادامه بده
چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 11:29
هر ادامه تحصیلی یک جوانی دوباره است
حالا یکم که بگذره دلت برای همون استرس تنگ میشه

داداشم میگه بهش میگن سندروم هلسینکی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه حرف جالبی، جوانی دوباره
آره فک کنم
شنبه 18 آذر 1396 ساعت 09:29
این تموم شدن درس نصیب همه بشه ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشااالا
پنج‌شنبه 16 آذر 1396 ساعت 11:12
من دوره ارشد اصلا شبا دیگه واسه امتحان بیدار نمیموندم. خوندم تموم شد که هیچی نشدم همینطوری میرفتم سرجلسه امتحان. خدا رو شکر نمره خوبم میگرفتم :)
اما دوره لیسانس شب تا صبح بیدار میموندم خودمو از بی خوابی میکشتم حتی گاهی تا ۲۴ ساعتم نمیخوابیدم بخاطر استرس همیشه م نمره م کم میشد!!!
خدا رو شکر که تموم شدن...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه خوب
برا من امتحانایی که شباش بخوابم بود ولی بیشتر همینجوری بودم.

وای آره خداروشکر تموم شد
چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت 08:26
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد